السيد محمد حسين الطهراني

270

نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)

منظور آورده است . و چون در مرحله دوّم حجّت آنها را به خود خدا مىرساند و قبل از اين معتقد به الوهيّت او نبوده‌اند و گاهى حجّت است لَهِ آنها و گاهى حجّت است عَلَيْهِ آنها به جهت اختلاف مراتب عقولشان ؛ فلهذا فرموده است : در ميان ايشان و ميان خدا . آنگاه شرحى را از استادش در معقول : صدر المتألّهين شيرازى طيَّب اللهُ مَضجعَه ، ذكر كرده است كه محصّلش اينست : مردم يا اهل بصيرتند ، و يا از محجوبين ميباشند . و حجّت بر ايشان يا ظاهرى است و يا باطنى . امّا براى اهل حجاب ، حجّت ظاهرى كفايت مىكند ، زيرا آنها باطنى ندارند ؛ چشمان دلشان كور است و با ديده بصيرت خود چيزى را نميبينند ؛ قلوبى دارند كه با آن تفقّه و ادراك نمينمايند . براى اين دسته از مردم ، حجّتِ گماشته شده بر ايشان پيغمبر است با معجزاتش ، و اينست حجّت ظاهر . و امّا اهل بصيرت ، حجّت ظاهرى بر ايشان پيغمبر است و حجّت باطنى آنها عقل است كه از آنچه از پيغمبر استفاده كرده‌اند ، بدست آورده‌اند . و سپس گويد : اين تحقيقى است نيكو و پسنديده ، الّا آنكه منظور و مراد بودن آن از اين حديث بعيد است . « 1 » روايت نفيس حضرت موسى بن جعفر عليهما السّلام در حجّيّت عقل از جمله احاديثى كه در باب حجّيّت و افضليّت عقل است ، روايت نفيس و گرانقدرى است كه در « كافى » از هشام بن حَكَم از حضرت أبو الحسن موسى بن جعفر عليهما السّلام با سند خود روايت مىكند كه حاوى مطالب ثمين و معارف عالى و دقائق و اشارات و لطائفى است كه حقّاً شايسته است

--> ( 1 ) « وافى » طبع حروفى ، ج 1 ، ص 114